الشيخ رسول جعفريان

335

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

آيا جز اين است كه من انسانى هستم كه به رسالت آمده‌ام « 1 » ؟ » و در جاى ديگر آمده : « وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ ، لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً ، أَوْ يُلْقى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها ، گفتند : چيست اين پيامبر را كه غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود ؟ چرا فرشته‌اى بر او فرود نمىآيد تا با اوبيم دهنده باشد ؟ چرا از آسمان گنجى برايش افكنده نشود ؟ چرا او را باغى نيست كه از آن بخورد ؟ « 2 » » . در اينجا نيز مشركان خواستار آن بودند كه خداوند مستقيم با آنان سخن گويد يا نشانه‌اى بفرستد ، چنان كه همين مطلب را اقوام ديگر نيز در برابر انبيا مطرح مىكرده‌اند . دليل آن بود كه [ تشابهت قلوبهم ] ، دلهاشان همانند يكديگر بوده است « 3 » . اين اصرار مشركين به اندازه‌اى بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را دلگير كرده بود ؛ خداوند اين چنين به او آرامش مىدهد : « مبادا كه برخى از چيزهايى كه بر تو وحى كرده‌ايم واگذارى و بدان دلتنگ باشى كه مىگويند : چرا گنجى بر او افكنده نمىشود ؟ و چرا فرشته‌اى همراه او نمىآيد ؟ جز اين نيست كه تو بيم دهنده‌اى بيش نيستى و خداست كه كارساز هر چيزى است . « 4 » » در ادامهء همين آيه خداوند از رسول مىخواهد تا به قرآن تحدى كند : « يا آنكه مىگويند كه از خود بر مىبافد و به دروغ به خدا نسبتش مىكند . بگو : اگر راست مىگوييد ، جز خدا هر كه را مىتوانيد به يارى بطلبيد و ده سوره مانند آن به هم بربافته بياوريد ، پس اگر شما را اجابت نكردند ، بدانيد كه قرآن به علم خدا نازل شده و نيز هيچ خدايى بجز او نيست ، آيا تسليم مىشويد ؟ « 5 » » در جاى ديگرى در پاسخ اين سؤال مشركين « و گفتند : چرا از جانب پروردگارش آياتى بر آنها نازل نمىشود » فرمود : « آيا آنان را بسنده نيست كه بر تو كتاب فرستاده‌ايم و بر آنها خوانده مىشود . در اين كتاب براى مؤمنان رحمت و اندرز است . « 6 » » به هر روى دامنهء اين بحث در قرآن گسترده است و اين نشانگر آن است كه مشكل مزبور را مشركان ، مكرر عنوان مىكرده‌اند . در اصل ، اين نيز با وجود قرآن ، اشكال بيهوده‌اى بود زيرا اشراف قريش كه عوام پسندى اين اشكالات را مىديدند بر آن پافشارى مىكردند ، در حالى كه خداوند گواهى مىدهد كه آنان سر ايمان آوردن ندارند : « تا آنجا كه توانستند ، به سخت‌ترين قسم‌ها ، به خدا سوگند ياد كردند كه اگر معجزه‌اى بر ايشان نازل شود ، بدان

--> ( 1 ) . اسراء ، 93 - 90 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ص 199 - 198 ، 201 ( 2 ) . فرقان ، 8 - 7 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ص 395 ( 3 ) . بقره ، 118 ؛ ونك : انعام ، 37 ؛ رعد 7 ، 27 ؛ يونس ، 20 : طه ، 133 ؛ شعراء ، 154 ( 4 ) . هود ، 12 ( 5 ) . هود ، 14 - 13 ( 6 ) . عنكبوت ، 51 - 50